روشن شدن تلفن خبرنگار گرفتار: سه سال از پیام‌های جنگ سودان یکجا سرازیر شد

محمد سلیمان، خبرنگار و دانشگاهی، در ۱۳ ژانویه پس از ورود به دفتر مخابراتی در شهر بندری پورت‌سودان، به گریه افتاد. او برای بیشتر مدت جنگ داخلی سودان که دقیقاً سه سال پیش آغاز شد، صدای زنگ تلفن خود را نشنیده بود. این جنگ پس از کشمکش بر سر قدرت بین ارتش و نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) آغاز شد.

سلیمان پس از گرفتار شدن در شهر الفاشر در غرب سودان، که عمدتاً به دلیل قطع ارتباطات از جهان جدا شده بود، به پورت‌سودان رسید. او نتوانسته بود وحشت‌هایی را که شاهدش بود، به طور کامل منتقل کند.

بازگشت به ارتباط پس از سه سال سکوت

او به بی‌بی‌سی گفت: «من گیج شده بودم چون مردم (در داخل دفتر) با تلفن‌هایشان صحبت می‌کردند. در طول سه سال گذشته، تلفن من ساکت بود. پس از وارد کردن سیم‌کارت، اشک‌هایم جاری شد.»

وقتی تلفنش بالاخره روشن شد، پیام‌های سه سال گذشته، فهرستی از فقدان‌ها، سرازیر شد: خبر مرگ همکاران، دوستان که می‌پرسیدند آیا او هنوز زنده است.

او می‌گوید: «چند روز پیش، شخصی با من تماس گرفت و گفت که فکر می‌کرده من مرده‌ام. برخی به او گفته بودند که من در پورت‌سودان هستم، بنابراین با من تماس گرفت، اما تا زمانی که من با ویدئو به او زنگ نزدم، باور نکرد، سپس او نیز به گریه افتاد.»

سکوت مرگبار و وحشت محاصره

سلیمان می‌گوید که سکوت به نوعی به اندازه خشونت مرگبار بود. او آن را «احساسی خفه‌کننده» توصیف می‌کند، زیرا «شاهد کشتارهای سیستماتیک از طریق حملات پهپادی و بمب‌ها یا کشتارهای مرگبار از طریق محاصره شدید» الفاشر توسط نیروهای پشتیبانی سریع به مدت ۱۸ ماه بود.

و هنگامی که نیروهای پشتیبانی سریع سرانجام در اکتبر سال گذشته شهر را تصرف کردند، «مانند روز قیامت بر روی زمین بود.»

سقوط الفاشر یکی از وحشیانه‌ترین فصول جنگ داخلی بود که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ در خارطوم، پایتخت، آغاز شد. این درگیری به سرعت به سایر نقاط کشور گسترش یافت و به ویژه در منطقه غربی دارفور، پایگاه نیروهای پشتیبانی سریع، که الفاشر در آن قرار دارد، بسیار بی‌رحمانه بود.

پیامدهای گسترده جنگ و بحران انسانی

با ورود درگیری به چهارمین سال خود، جنگ منجر به تقسیم دوفاکتو بین قلمروهای تحت کنترل ارتش و شبه‌نظامیان شده است. میلیون‌ها شهروند سودانی آواره شده‌اند، برخی در خارج از کشور، و در میان بدترین بحران بشردوستانه جهان از خانه‌های خود رانده شده‌اند.

تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ به رهبری ایالات متحده شکست خورده است، و هر دو طرف از سوی قدرت‌های منطقه‌ای حمایت می‌شوند که به آنها امکان ادامه جنگ را می‌دهد. روایت محمد سلیمان داستانی درباره بدترین جنبه‌های جنگ و چگونگی محروم کردن افراد بی‌گناه از غذا، سرپناه، زندگی و حتی هویت است.

غیرنظامیان در خط مقدم رنج

غیرنظامیان در الفاشر درگیر درگیری بین نیروهای پشتیبانی سریع و گروه‌های مسلح محلی بودند که به ارتش در دفاع از شهر کمک می‌کردند. با تشدید محاصره توسط شبه‌نظامیان، یک نهاد نظارتی غذایی مورد حمایت سازمان ملل، وضعیت قحطی را اعلام کرد.

ترومای روزانه بی‌امان مرگ و گرسنگی به صحنه‌های آخرالزمانی تبدیل شد، زیرا مردم با نزدیک شدن نیروهای پشتیبانی سریع، دیوانه‌وار سعی در فرار داشتند.

سلیمان می‌گوید: «ما کودکان مرده را در خیابان‌ها دیدیم. ما زنانی را دیدیم که از گرسنگی و تشنگی شدید گریه می‌کردند، آنقدر ضعیف که نمی‌توانستند فرزندانشان را حمل کنند، بنابراین آنها را در جاده رها کردند.»

او می‌افزاید: «افرادی را می‌شناسیم که نامشان را می‌دانیم و پدرانشان را می‌دانیم، نمی‌توانیم هیچ چیز برایشان فراهم کنیم. نه غذا، نه آب، نه کمک‌های اولیه برای نجاتشان، یا برای حملشان. نمی‌توانید کاری انجام دهید. پس از روی آنها رد می‌شوید، از روی آنها می‌پرید، گریه می‌کنید و به راه رفتن ادامه می‌دهید.»

فریادهای ناشنیده و بی‌خبری جهان

بسیاری سعی کردند به نزدیکترین مکان امن، شهر تاویلا، فرار کنند. جاده پر از کشته‌شدگان و مجروحان بود – «تعداد بسیار، بسیار زیاد، بی‌شمار».

سلیمان می‌گوید اگر راهی برای درخواست کمک وجود داشت، مجبور نبودند این همه مجروح را پشت سر بگذارند.

او می‌گوید: «چیزهایی هست که نمی‌توانم توصیف کنم زیرا غیرانسانی هستند. نمی‌توانم درباره آنها صحبت کنم. و نکته تأسف‌بار این است که رسانه‌های دیداری-شنیداری صحنه را منتقل نکردند. تا کنون، جهان نمی‌داند در شهر الفاشر چه اتفاقی افتاد، و حتی دولت نیز نمی‌داند.»

خطرات خبرنگاری در مناطق جنگی

رهبری نیروهای پشتیبانی سریع «نقض‌های فردی» را در جریان تصرف الفاشر پذیرفته است، اما می‌گوید که این موارد در حال بررسی هستند و مقیاس فجایع توسط دشمنانش اغراق شده است. هر دو طرف متهم به جنایات جنگی، از جمله تلفات گسترده غیرنظامیان ناشی از حملات هوایی و پهپادی هستند.

سلیمان می‌گوید که ارتباطات در شهر از همان ابتدای جنگ به دلیل درگیری‌ها و کمبود سوخت که باعث قطع برق شد، بسیار ناپایدار بود. این وضعیت به سرعت به یک قطعی کامل تبدیل شد که با محاصره نیروهای پشتیبانی سریع در می ۲۰۲۴ تقویت شد.

برخی افراد دستگاه‌های استارلینک را قاچاق کردند که امکان اتصال ماهواره‌ای به اینترنت را فراهم می‌کرد. اما آنها بسیار گران بودند و توسط ارتش در زمانی که کنترل شهر را در دست داشت، محدود می‌شدند. نیروهای پشتیبانی سریع هر دستگاهی را که پیدا می‌کردند، مصادره می‌کردند. سلیمان اشاره می‌کند که اگر خبرنگاران موفق به دسترسی به دستگاه استارلینک می‌شدند، با خطرات زیادی از هر دو طرف مواجه بودند.

او به بی‌بی‌سی می‌گوید: «نیروهای پشتیبانی سریع شما را وابسته به سازمان‌های امنیتی می‌دانند و به جاسوسی متهم می‌کنند. اما ارتش، آنها معتقدند که وقتی گلوله‌باران شروع می‌شود، شما متهم به دیده‌بانی هستید»، اشاره به کسی که می‌تواند اهداف را شناسایی کرده و شرایط زمینی را به دشمن منتقل کند.

او می‌افزاید: «اتهام دیده‌بانی به بسیاری از خبرنگاران آسیب رساند و به انتقال حقیقت از الفاشر لطمه زد. و مقامات نظامی به شما مجوز انتقال حقیقت را نمی‌دادند. بنابراین، شما پنهان می‌شوید، و وقتی سعی می‌کنید اخبار را مخفیانه منتقل کنید، خود را در معرض خطر قرار می‌دهید.»

تجربه شخصی از وحشت جنگ

سلیمان نیز در معرض همان خطراتی بود که دیگران. در ژوئیه ۲۰۲۳، یک گلوله در کمتر از دو متری او در راه بازگشت به خانه سقوط کرد. او جان سالم به در برد اما حدود نیم ساعت روی زمین دراز کشید، در حالی که تلفنی در دست داشت که نمی‌توانست با آن درخواست کمک کند.

او می‌گوید: «اگر مجروح شده بودم، می‌مردم.» او می‌توانست پهپادها را ببیند که وارد شهر می‌شوند اما راهی برای تماس و هشدار به مردم نداشت تا بتوانند از بمباران پناه بگیرند. حتی استفاده از تلفنش بدون اتصال شبکه، او را به دلیل نور صفحه نمایش در معرض خطر هدف قرار گرفتن قرار می‌داد.

او می‌گوید باید «زیر تخت می‌رفتید و خود را با پتو می‌پوشاندید.» «وقتی گلوله‌باران شروع می‌شود، در اتاق‌ها و زیر تخت‌ها پنهان می‌شوید. یا در یک سنگر زیر زمین، یا به هر چیزی پناه می‌برید، گاهی تا هفت ساعت در هوای بسیار گرم. ساکت می‌مانید، قادر به صحبت نیستید. و نمی‌توانید آنچه را که می‌بینید منتقل کنید.»

سلیمان شاهد مرگ بسیاری از کودکان بود، «حتی اگر یک گاری الاغ در حال حرکت باشد و یک پهپاد به آن برخورد کند، حاوی کودکان است.»

ایمان و امید در دل ویرانی

در چنین شرایطی، مردم به ایمان خود به خدا چنگ می‌زدند. سلیمان می‌گوید: «شب و روز خدا را یاد می‌کردیم. همسایه‌ها برای حلقه قرآن به خانه می‌آمدند. پس از نماز عصر، در حالی که گلوله‌باران ادامه داشت، بخشی از قرآن را می‌خواندیم. اگر گلوله‌باران از شمال می‌آمد، به جنوب می‌رفتیم؛ اگر از جنوب، به شمال می‌رفتیم.»

سلیمان دوباره دعا کرد وقتی سرانجام در ژانویه امسال پس از سفری بیش از دو ماهه که او را از طریق چاد به پورت‌سودان، مقر دولت تحت حمایت نظامی برای بیشتر مدت جنگ، رساند.

او گفت: «به محض رسیدن به پورت‌سودان، در فرودگاه سجده کردم و به شدت گریه کردم زیرا هرگز تصور نمی‌کردم به یک پناهگاه امن برسم.»

مبارزه با بوروکراسی و ناامیدی از جهان

اگرچه سلیمان به سلامت رسیده بود، اما تمام مدارک شناسایی خود را از دست داده بود. بازیابی آنها باعث شد دوباره احساس کند یک انسان است، اما این نوع دیگری از مبارزه بود، با بوروکراسی.

او می‌گوید: «۲۲ روز را صرف رفتن به ادارات کردم. آخرین چیز تأسف‌باری که به من گفتند این بود که مادرم را بیاورم. و تعدادی شاهد بیاورم. خدا را شکر که شاهد دارم و آنها را آوردم، اما چه بر سر کسی می‌آید که از جنگ بیرون می‌آید و هیچ کس را ندارد؟»

سلیمان می‌گوید رویه‌های ویژه برای موارد استثنایی که توسط مقامات اعلام شد، فقط حرف بود و از دولت می‌خواهد که مدارک شناسایی را بدون هزینه به افرادی که از مناطق جنگی می‌آیند، ارائه دهد.

سلیمان دوباره به جهان متصل شده است، اما، او می‌گوید، پس از آنچه شاهد و تجربه کرده است، احساس می‌کند جهان به او بازنگشته است.

او با تلخی می‌گوید: «هیچ قانون بین‌المللی در جهان وجود ندارد. چیزی به نام سازمان ملل وجود ندارد. اگر سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر وجود داشتند، هیچ روزی در الفاشر نمی‌گذشت که مردم بمیرند، گرسنه و تشنه باشند، با گلوله‌ها و پهپادها بمباران شوند. نه آتش‌بس، نه دارو، نه ضروریات اولیه زندگی وجود دارد.»

شکست جامعه جهانی و هدفمندی برای آینده

جهان نتوانسته است نیازهای عظیم بشردوستانه سودان را برآورده کند – که به دلیل درگیری‌ها، محدودیت‌های بوروکراتیک از هر دو طرف، و کمبود پول با مشکل مواجه شده است – تنها ۱۶.۲ درصد از ۲.۸۷ میلیارد دلار (۲.۱۳ میلیارد پوند) برآورد نیازهای سازمان ملل برای سال ۲۰۲۶ تاکنون تأمین شده است. و در تلاش‌ها برای توقف جنگ نیز شکست خورده است.

یک طرح صلح که سپتامبر گذشته توسط کشورهای موسوم به «کواد» – ایالات متحده و کشورهای منطقه‌ای که بیشترین دخالت را در جنگ دارند، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر – ارائه شد، به جایی نرسیده است. در این میان، مسعود بولوس، فرستاده ایالات متحده، در تلاش است تا حداقل بر سر یک آتش‌بس بشردوستانه به توافق برسد.

سودانی که محمد سلیمان اکنون تجربه می‌کند، کشوری متفاوت است – تکه‌تکه شده، با مردمان آواره. اما، او می‌گوید، روایت داستان آنها به او حس هدفمندی می‌دهد.

او می‌گوید: «اتفاقاتی افتاده است که هیچ کس برای روایت آنها باقی نمانده است، و خاطره فقط با ما می‌ماند… تا زمانی که بمیریم، حقیقت را منتقل خواهیم کرد تا وضعیت را برای نسل بعدی اصلاح کنیم، تا آنها در وطن خود با عزت و افتخار زندگی کنند.»

#سودان #جنگ_سودان #بحران_انسانی_سودان #الفاشر #خبرنگار_جنگ #حقوق_بشر #سازمان_ملل #آوارگان_سودان #کمک_بشردوستانه #صلح_سودان

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *