فعال ایرانی در گفتگو با بی‌بی‌سی: ترس از آغاز مجدد جنگ، آسیب‌های روانی ناشی از فشارها را تشدید می‌کند

شیرین – نام مستعار – فعال ایرانی، این روزها و شب‌ها در خانه خود در تهران به سر می‌برد. او در انتظار شنیدن صدای هواپیما یا بمب است و نگران وضعیت دوستان بازداشت‌شده‌اش. شیرین دائماً مضطرب است و علائم اختلال استرس پس از سانحه را نشان می‌دهد. دست چپ او دیگر کارایی کامل ندارد.

او می‌گوید: «هر بار که صدای آزاردهنده‌ای می‌شنوم، بدنم ناخودآگاه واکنش نشان می‌دهد. فشار روانی که وارد ذهنم شده، این قسمت از دست چپم را بی‌حس کرده است. کار نمی‌کند. من هنوز اضطراب دارم که جنگ ممکن است دوباره شروع شود و این یک چیز وحشتناک است.»

در خیابان‌ها، نیروهای دولتی نمایش‌هایی از قدرت را برگزار می‌کنند، از جمله رژه‌هایی با حضور زنانی که با جیپ‌های مجهز به مسلسل‌های سنگین و تفنگ‌های خودکار رانندگی می‌کنند.

بی‌بی‌سی با استفاده از منابع موثق در داخل ایران، با افرادی گفتگو کرده است که صدایشان در میان فشارهای موجود کمتر شنیده می‌شود.

شیرین، به عنوان یک فعال سیاسی که تحت محدودیت‌های شدید زندگی می‌کند، احساس درماندگی دارد.

او می‌گوید: «اتفاقاتی افتاد که ما نتوانستیم کاری در مورد آنها انجام دهیم – برای مثال، اعدام بازداشت‌شدگان در جریان اعتراضات دی‌ماه. اعدام‌ها انجام شد و بازداشت‌شدگان به دار آویخته شدند… ما اکنون خیابان‌ها را از دست داده‌ایم.»

او به صدای توقف خودروها در بیرون از خانه، کوبیدن به در و تماس تلفنی برای احضار به بازجویی گوش می‌دهد. وقتی یک بار سراغ شما آمده‌اند، ترس هرگز از بین نمی‌رود.

اولین بار در سال ۲۰۲۴، در اوج پیامدهای جنبش اعتراضی «زن، زندگی، آزادی» پس از درگذشت مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشت گشت ارشاد به اتهام عدم رعایت حجاب مناسب، این اتفاق افتاد. شیرین در حال مکالمه تلفنی با مادرش بود که خودرویی کنار او در خیابان توقف کرد.

یک مرد و یک زن جوان پیاده شدند و جلوی شیرین ایستادند.
مرد پرسید: «شما خانم… هستید؟»
شیرین پاسخ داد: «بله.» و به مادرش گفت که بعداً با او تماس خواهد گرفت و تلفن را قطع کرد. آنها در میانه صحبت برای تهیه شام بودند.

به عنوان یک فعال سیاسی، شیرین متوجه شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این دو نفر که با او روبرو شدند، نیروهای امنیتی بودند.
او پرسید: «چه می‌خواهید؟» آنها گفتند: «شما بازداشت هستید.»
لحظاتی بعد او داخل خودرو بود و زن جوان او را به خاطر نداشتن روسری مورد اعتراض قرار داد. درگیری کوچکی رخ داد.
او می‌گوید: «زن گفت: «روسری‌ات را بپوش.» او سعی کرد روسری را به زور سرم کند. من گفتم: «نباید به روسری من دست بزنی.» دستش را پایین کشیدم.»

شیرین مورد بازجویی قرار گرفت اما در نهایت پس از امضای تعهدنامه‌ای مبنی بر سکوت عمومی به مدت دو ماه، با تهدید به حبس انفرادی، آزاد شد. شکستن این تعهد به معنای رفتن مستقیم به زندان بود. اگر شیرین امروز بازداشت شود، بعید است که چنین انتخابی به او داده شود.

افزایش بازداشت‌ها و نگرانی‌های حقوق بشری

بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر (HRW)، «بازداشت‌شدگان، که بسیاری از آنها هرگز نباید در وهله اول بازداشت می‌شدند، با نقض حقوق بشر، آسیب‌های جدی و مرگ روبرو هستند.»

فعالان تخمین می‌زنند که از زمان آخرین اعتراضات ضد دولتی در دی‌ماه، بیش از ۵۰ هزار نفر بازداشت شده‌اند. بسیاری از آنها در بازداشت انفرادی به سر می‌برند. فشارها از زمان آغاز درگیری‌ها در بهمن‌ماه تشدید شده است. ادعاهای مکرر و معتبری مبنی بر شکنجه وجود دارد.

گزارشی که ماه گذشته توسط دیده‌بان حقوق بشر منتشر شد، به نقل از احمد‌رضا رادان، فرمانده ارشد پلیس ایران، هشدار داد: «هر کس به خواست دشمنان به خیابان بیاید، معترض یا چیز دیگری تلقی نمی‌شود، بلکه دشمن [خود] تلقی می‌شود و با او همان‌گونه رفتار خواهد شد که با دشمن رفتار می‌کنیم.»

شیرین به دلیل مواضع انتقادی خود نسبت به سیاست‌های دولت، شغلش را از دست داده است. برخی از همکارانش، او و دیگر فعالان را مسئول حملات خارجی به ایران می‌دانستند. هیچ یک از اینها مخالفت او با دولت را کمرنگ نکرده است، اما احساساتش در مورد جنگ تغییر کرده است.

او می‌گوید: «وقتی نیروهای نظامی کشته شدند، بسیار خوشحال بودم. اما وقتی غیرنظامیان کشته شدند، فرو ریختم – به خصوص وقتی دیدم به یک ساختمان نیمه‌کاره و تازه‌ساز در کنار خیابان حمله کرده‌اند و ۲۵ نفر در آن کشته شدند. یک کودک یک ساله مادرش را از دست داد. این عمیقاً بر من تأثیر گذاشت.»

بحران سلامت روان در پی درگیری‌ها

ترکیبی از فشارهای داخلی و حملات خارجی، بحران سلامت روان عمیق ایران را تشدید کرده است.

هلال احمر ایران گزارش می‌دهد که از آغاز درگیری‌ها، ده‌ها هزار تماس با خطوط کمک‌رسانی آن برقرار شده است. با گزارش حملات به ۱۸ مرکز درمانی توسط سازمان جهانی بهداشت، سیستمی که از قبل با کمبود منابع روبرو بود، برای مقابله با موج مشکلات روانی در تلاش است.

یک پزشک در یکی از بیمارستان‌های تهران که با بی‌بی‌سی صحبت کرده است، پریشانی افرادی را که از آسیب‌های مرتبط با درگیری رنج می‌برند، توصیف کرد.
او گفت: «به محض اینکه می‌پرسید «حالتان چطور است؟»، بیمار شروع به گریه می‌کند. و ما فقط یک روانشناس داریم که فقط یک روز در هفته می‌آید زیرا با او قراردادی امضا نکرده‌اند. فقط یک روز در هفته برای جمعیتی [در منطقه] ۲۶ هزار نفری؟ هرگز فکر نمی‌کردم همه چیز اینگونه از دست ما خارج شود.»

شیرین نگران حکم زندان تعلیقی است که نیروهای امنیتی می‌توانند در هر زمان آن را اجرا کنند. او می‌گوید: «ممکن است آن را اجرا کنند.»

مانند بسیاری از فعالانی که بی‌بی‌سی در هفته‌های اخیر با آنها صحبت کرده است، شیرین انتظار دارد که در صورت پایان جنگ و تداوم وضعیت فعلی، فشارها تشدید شود.
او می‌گوید: «واضح است که فشار و سرکوب علیه آزادی‌های فردی تشدید خواهد شد… اما این سختی‌ها را می‌توان تحمل کرد تا ایران پابرجا بماند. به مادرم گفتم: «اشکالی ندارد، حتی زندان را هم قبول می‌کنم، اما بگذار ایران بماند.»»

#ایران #فعال_سیاسی #سلامت_روان #جنگ_و_صلح #حقوق_بشر #مهسا_امینی #اعتراضات_ایران #فشارهای_اجتماعی #بی_بی_سی_فارسی #تهران

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *