درون یا بیرون؟ شادی و ناامیدی انتخاب تیم ملی برای جام جهانی

می‌توان با اطمینان گفت که هیچ‌کدام از ۵۵ بازیکن انگلیسی که در گروه اولیه ۵۵ نفره گرت ساوت‌گیت برای جام جهانی قرار گرفته‌اند، در ساعات آینده گوشی‌های خود را از دسترس دور نخواهند کرد.

چه انتخاب شوند و چه نشوند، تا زمانی که سرمربی انگلیس روز جمعه فهرست نهایی ۲۶ نفره خود را به صورت عمومی اعلام کند، با همه تماس گرفته شده و سرنوشتشان به آن‌ها گفته خواهد شد.

برای برخی، شوک این خواهد بود که آن‌ها در هواپیما به مقصد آمریکا، کانادا و مکزیک خواهند بود – برای برخی دیگر، شنیدن این خبر خواهد بود که در خانه می‌مانند.

از شور و هیجان انتخاب شدن تا ناامیدی از دست دادن فرصت، کارشناسان بی‌بی‌سی، مایکا ریچاردز، جو هارت، تئو والکات و استفن وارناک داستان‌های خود را از تجربه دریافت تماس قبل از یک تورنمنت بزرگ با خبری که تابستان آن‌ها را می‌سازد یا خراب می‌کند، به اشتراک می‌گذارند.

و اگر فکر می‌کنید که خبر حضوری بهتر است، مارتین کیون یادآور پیامدهای شاید مشهورترین حذف از تیم ملی انگلیس است.

مایکا ریچاردز – «فقط می‌خواستم گریه کنم»

دو روز پس از قهرمانی منچسترسیتی در لیگ برتر در ماه مه ۲۰۱۲، روی هاجسون، سرمربی انگلیس، قرار بود تیم خود را برای فینال‌های قهرمانی اروپا اعلام کند.

مایکا ریچاردز، مدافع راست سیتی، بخش زیادی از ۴۸ ساعت گذشته را پس از «لحظه آگوئرو» معروف تیمش به جشن و پایکوبی گذرانده بود و اکنون انتظار داشت دلیل بیشتری برای جشن گرفتن داشته باشد.

ریچاردز به یاد می‌آورد: «من برای بازی قبلی انگلیس، زیر نظر سرمربی موقت استوارت پیرس، فراخوانده شده بودم و در فوریه مقابل هلند بازی کردم.»

«در آن فصل ۲۳ بار برای سیتی به میدان رفته بودم تا به ما در قهرمانی لیگ کمک کنم و یکی از رقبای من برای پست دفاع راست انگلیس، کایل واکر، به دلیل مصدومیت قطعاً از تورنمنت کنار رفته بود.»

«من به نوعی خودم را متقاعد کرده بودم که به لهستان و اوکراین می‌روم، و در خانه بودم، به معنای واقعی کلمه نشسته و منتظر تماس از روی… اما، وقتی تلفنم زنگ خورد، نام پیرس روی صفحه نمایش ظاهر شد.»

«فکر کردم، «این عجیب است، چرا او به من زنگ می‌زند؟» او سرمربی سابق سیتی من بود اما در آن زمان مربی تیم زیر ۲۱ سال انگلیس نیز بود، و فکر نمی‌کردم چیز مهمی باشد، فقط اینکه او برای من در تورنمنت آرزوی موفقیت می‌کند.»

«سپس او به من گفت، «هاجسون تو را انتخاب نمی‌کند». نمی‌دانستم چه بگویم – فقط می‌خواستم گریه کنم. اکنون به گذشته نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم روی باید خودش با من تماس می‌گرفت.»

«در همان مکالمه، استوارت گفت که هاجسون از من خواسته بود در حالت آماده‌باش باشم، اما خودش مرا برای تیمش در المپیک لندن می‌خواست. نمی‌توانستم هر دو را انجام دهم.»

«پیرس با من بسیار صادق بود و گفت ممکن است مصدومیت‌هایی پیش بیاید که به این معنی باشد که هنوز هم تماس انگلیس را دریافت کنم، اما من تصمیم گرفتم به جایی بروم که قدردانی شوم و با او به المپیک بروم.»

«اما نحوه نمایش آن در مطبوعات این بود که من به انگلیس «نه» گفته بودم. به خصوص وقتی گری کیهیل در یک بازی دوستانه مصدوم شد و مارتین کلی، مدافع راست لیورپول، که حتی در لیست آماده‌باش هم نبود، برای یورو فراخوانده شد.»

«ناگهان من کسی بودم که ظاهراً نگرش بدی داشتم، کسی که نمی‌خواست برای انگلیس بازی کند یا احساس می‌کرد برای آماده‌باش بودن بیش از حد خوب است – که اصلاً درست نبود.»

«در خانه بودم، تقریباً در حال گریه و احساس بسیار بدی داشتم، و گزارش‌هایی را می‌خواندم که من کشورم را نادیده گرفته‌ام، در حالی که هرگز این کار را نمی‌کردم.»

«روی البته دیگر هرگز مرا انتخاب نکرد. این پایان دوران حرفه‌ای بین‌المللی من بود.»

«وقتی برای اولین بار در سن ۱۸ سالگی وارد تیم انگلیس شدم، فکر می‌کردم با ۷۰ یا ۸۰ بازی ملی به پایان می‌رسم. در عوض با ۱۳ بازی ملی به پایان رسید، و آخرین حضور من در ۲۳ سالگی بود.»

استفن وارناک – «من می‌روم!»

اشلی کول برای جام جهانی ۲۰۱۰ به عنوان مدافع چپ اصلی انگلیس تثبیت شده بود، اما چه کسی به عنوان ذخیره او به آفریقای جنوبی می‌رفت؟

با توجه به اینکه وین بریج پس از اتهامات مربوط به رابطه همسر سابقش با جان تری، بازیکن چلسی، خود را در دسترس قرار نداد، انتخاب برای فابیو کاپلو، سرمربی وقت، بین لیتون بینز از اورتون یا استفن وارناک از استون ویلا بود که هر دو در تیم اولیه قرار داشتند.

هنگامی که گروه از اردوی تمرینی پیش از تورنمنت خود در اتریش به خانه بازگشتند، هنوز مشخص نبود که او چه کسی را با خود می‌برد.

وارناک به یاد می‌آورد: «به ما گفته شد که به هر حال یک تماس تلفنی دریافت خواهیم کرد. می‌دانستیم که تماس در روز اعلام تیم، از یک شماره خاص و قبل از یک زمان خاص خواهد آمد، زیرا آن‌ها بلافاصله پس از آن اعلامیه را منتشر می‌کردند. بنابراین من در خانه بودم، به معنای واقعی کلمه فقط کنار تلفن منتظر بودم.»

«صادقانه بگویم، انتظار نداشتم بروم زیرا در دو بازی دوستانه که تازه انجام داده بودیم، مقابل مکزیک و ژاپن، اصلاً بازی نکرده بودم.»

«دوران حرفه‌ای من در انگلیس در آن زمان هفت دقیقه‌ای بود که دو سال قبل، در ژوئن ۲۰۰۸، مقابل ترینیداد و توباگو بازی کرده بودم.»

«من با مصدومیت مچ پا که در آخرین بازی فصل ویلا دچار شده بودم، به اتریش رفته بودم.»

«به تعطیلات رفتم اما وقتی دور بودم اسکن انجام دادم و سپس وقتی برگشتم با فیزیوتراپ‌ها صحبت کردم و اساساً به آن‌ها گفتم که هر کاری می‌توانم انجام می‌دهم تا در تیم جام جهانی قرار بگیرم.»

«به آن‌ها گفتم که مرا ببندند و من در هفته اول تمرین لنگ‌لنگان خواهم بود. وقتی در اتریش بودم، هر ساعت از روز که می‌توانستم فیزیوتراپی می‌کردم و تا آنجا که ممکن بود روی مچ پایم کار می‌کردم.»

«نمی‌دانم این اطلاعات به کادر فنی منتقل می‌شد یا نه، اما وقتی در هیچ‌کدام از دو بازی بازی نکردم، فکر کردم کارم تمام شده است، که کاپلو دیگر مرا نمی‌برد.»

«دقیقاً یادم می‌آید کجا بودم وقتی تماس را دریافت کردم.»

«من اکنون طلاق گرفته‌ام اما در خانه با همسر سابقم بودم و وقتی تلفن زنگ خورد به طبقه بالا به اتاق خوابم رفتم، چون فقط می‌خواستم تنها باشم. فقط یادم می‌آید که به پایین آمدم و گفتم «من می‌روم!» و احتمالاً کمی شوکه شده بودم.»

«فرانکو بالدینی [دستیار کاپلو] بود که زنگ زد و من نمی‌دانم آیا او با همه تماس گرفت تا به آن‌ها بگوید – نمی‌دانستم چگونه کار می‌کند، و برایم مهم نبود!»

بالدینی فقط گفت: «گوش کن، تو فصل فوق‌العاده‌ای داشتی، ما به هر حال می‌دانستیم که تو چه توانایی‌هایی داری و ما نگرش تو را دوست داریم – فکر می‌کنیم تو برای حضور در اردو و تمرینات و چیزهایی از این قبیل عالی خواهی بود.»

«می‌دانی که جابجایی اشلی دشوار خواهد بود، زیرا او مصدوم نمی‌شود و بازی نمی‌کند، اما ما فکر می‌کنیم تو بهترین پشتیبان او هستی، از نظر حرفه‌ای بودن و هر چیز دیگری.»

«من گفتم، «بله ۱۰۰٪، این برای من کافی است». من به هر حال می‌دانستم نقش من چه خواهد بود، بنابراین مشکلی نبود.»

در حالی که خبر خوب برای وارناک غافلگیرکننده بود، یک سرنخ قبلاً وجود داشت.

روز قبل، تولیدکننده لباس انگلیس، آمبرو، نقاشانی را به شهرهای زادگاه هر بازیکن در تیم فرستاده بود تا شماره پیراهن آن‌ها را در مکانی برجسته به عنوان بازی با شعار «طراحی شده توسط» خود نقاشی کنند.

برای وارناک، این یک دیوار در کنار رستوران «او استه» در یک چهارراه شلوغ در اورمسکرک بود.

وارناک اضافه کرد: «وقتی به مردم گفتم که انتخاب شده‌ام، همه گفتند «من دیشب آن نقاشی دیواری را دیدم، و نمی‌دانستم چیست – اکنون منطقی است»

«یادم می‌آید که به سمت آن رانندگی می‌کردم و با خودم فکر می‌کردم، «ای کاش دیشب از اینجا رد می‌شدم، می‌دانستم که می‌روم!»»

«من در آفریقای جنوبی بازی نکردم، اما از این تجربه کاملاً لذت بردم. من فقط به آن به این صورت نگاه کردم که صندلی ردیف اول را برای بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان داشتم.»

جو هارت – «نمی‌دانستم چگونه می‌خواهم آن را تماشا کنم»

او در سطح باشگاهی دوران سختی را پشت سر می‌گذاشت، اما جو هارت فکر نمی‌کرد که آینده‌اش در تیم ملی انگلیس با نزدیک شدن به جام جهانی ۲۰۱۸ در خطر باشد.

البته، جردن پیکفورد بی‌تجربه (دو بازی ملی) و جک باتلند (هفت بازی ملی) در دو بازی دوستانه قبلی، مقابل هلند و ایتالیا در ماه مارس، بازی کرده بودند، اما هارت هنوز در تیم برای آن بازی‌ها بود، همانطور که از زمان اولین بازی خود در سال ۲۰۰۸ بود.

این بازیکن ۳۱ ساله همچنین در هر ۱۰ بازی مقدماتی برای روسیه بازی کرده بود و با ۷۵ بازی ملی، باتجربه‌ترین بازیکن انگلیس بود. حتی اگر دیگر دروازه‌بان شماره یک مطلق نبود، مطمئناً در بین سه نفر برتر بود؟

هارت مشتاقانه منتظر پنجمین تورنمنت بزرگ خود پس از جام‌های جهانی ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ و قهرمانی‌های اروپا ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ بود، که گرت ساوت‌گیت، سرمربی وقت، یک روز قبل از اعلام تیمش با او تماس گرفت تا به او بگوید که به جای او نیک پوپ (صفر بازی ملی) را انتخاب می‌کند.

هارت به رادیو ۵ لایو بی‌بی‌سی گفت: «من آماده و بسته‌بندی شده بودم که بروم، و یک تماس تلفنی دریافت کردم که می‌گفت «آماده‌باش را لغو کن»

«من تمام راه را تا جام جهانی بازی کرده بودم و فصل را به پایان رسانده بودم، اما آن را خوب به پایان نرساندم – در وستهم در حال رفت و آمد بودم، که احتمالاً اولین فصلم بود که این کار را می‌کردم.»

«من از سال ۲۰۰۸، تمام راه را در تیم بودم، و البته سال‌ها بازی کردم اما سپس تورنمنت فرا رسید و من یک تماس دریافت کردم که می‌گفت «تو نمی‌روی» و همین بود.»

هارت بخشی از تابستان خود را به تغییر ورزش و بازی کریکت برای باشگاه دوران کودکی‌اش شروزبری گذراند، اما همچنان از سه‌شیرها حمایت می‌کرد.

او اضافه کرد: «جام جهانی را تماشا کردم اما نمی‌دانستم چگونه می‌خواهم آن را تماشا کنم، زیرا اتفاقات زیادی در سرم و در سینه‌ام می‌گذشت. وقتی ناراحت می‌شوم، سینه‌ام سفت می‌شود – این نشانه من است.»

«اما تورنمنت شروع شد و من همه رفقایم را که تا سر حد مرگ دوستشان داشتم دیدم و فقط فکر کردم «این در مورد من نیست، خودت را جمع کن – تا آنجا که می‌توانی از تیم حمایت کن»

«برای همه اطرافیانم سخت‌تر بود زیرا افرادی که دوستشان داشتم متوجه شدند که من آسیب دیده‌ام، غمگینم. آن‌ها بدیهی است که می‌خواستند از تیم حمایت کنند اما نمی‌خواستند در مقابل من این کار را انجام دهند.»

«من فقط به همه روشن کردم «ببینید، من از آن گذشته‌ام، از خودم گذشته‌ام. بیایید از آن‌ها حمایت کنیم». فکر نمی‌کردم این پایان کار من با انگلیس باشد، اما معلوم شد که همینطور بود.»

تئو والکات – «اشک ریختم… سپس بهترین گلف عمرم را بازی کردم»

شاید غافلگیرکننده‌ترین انتخاب در هر تیم ملی انگلیس برای یک تورنمنت بزرگ، زمانی بود که اسون گوران اریکسون، مهاجم ۱۷ ساله آرسنال، تئو والکات را برای جام جهانی ۲۰۰۶ فراخواند.

والکات حتی یک دقیقه هم در لیگ برتر بازی نکرده بود و تنها در ۲۳ بازی حرفه‌ای برای باشگاه قبلی خود ساوتهمپتون شرکت کرده بود و پنج گل به ثمر رسانده بود.

اریکسون هرگز او را زنده ندیده بود، اما والکات را بر اساس گزارش‌های استعدادیاب‌هایش و پس از تماشای تمرین او انتخاب کرد.

اریکسون هنگام اعلام تیمش گفت: «من امروز صبح تصمیم گرفتم تئو را ببرم.» او اعتراف کرد که این انتخاب «یک قمار» بود و در این مورد، والکات هیچ هشدار قبلی دریافت نکرد.

او در آن روز آزمون تئوری رانندگی خود را می‌داد – که قبول شد – بنابراین مجبور شد تلفن خود را خاموش کند.

والکات در اولین مصاحبه خود پس از اطلاع از انتخابش گفت: «ساعت ۳ بعد از ظهر کارم تمام شد و با پدرم تماس گرفتم.»

«او گفت که من در تیم انگلیس هستم و من باور نکردم. گفتم، «داری با من شوخی می‌کنی» و پدرم به من گفت که او هم فکر نمی‌کند این درست باشد.»

«اولین فکرم این بود، «نمی‌توانم باور کنم». آنقدر شوکه بودم که نمی‌توانستم چیزی بگویم. آنقدر غافلگیر شده بودم که چشمانم از حدقه بیرون زده بود.»

والکات حتی یک دقیقه هم در آلمان بازی نکرد اما چهار سال بعد او به عنوان عضوی کلیدی از تیم سه‌شیرها دیده می‌شد و انتظار می‌رفت که در تیم کاپلو برای آفریقای جنوبی باشد.

این بار او با یک دوست و پسرعمویش گلف بازی می‌کرد که خبر بسیار متفاوتی دریافت کرد، و این کاپلو بود، نه پدرش، که آن را اعلام کرد.

والکات به وب‌سایت آرسنال گفت: «روز تعطیل داشتم و در زمین گلف بودم… و تماس تلفنی را دریافت کردم.»

«او فقط گفت، «متاسفم. تو را به آفریقای جنوبی نمی‌برم، اما در یورو ۲۰۱۲ برای یورو می‌بینمت»

«اصلاً نمی‌دانستم چه بگویم. همیشه در فوتبال ناامیدی‌هایی وجود دارد، اما این بزرگترین ناامیدی من تا آن زمان بود. می‌خواستم بچه‌ها خوب عمل کنند چون من هم یک هوادار انگلیس هستم، بنابراین گفتم «موفق باشید» و همین بود.»

«در واقع، من اشک ریختم، با پسرعمویم و دوستم. سپس بهترین گلف عمرم را بازی کردم.»

مارتین کیون – «کنار استخر نشسته بودیم و منتظر بودیم»

شاید برخی از این داستان‌ها را خوانده باشید و از خود پرسیده باشید که آیا بهتر است سرمربی خبر بد را حضوری اعلام کند.

این همان چیزی است که گلن هادل باید فکر کرده باشد وقتی برای بازیکنانش قرارهای از پیش تعیین شده‌ای را در اتاق هتل خود در پایگاهش در لا مانگا اسپانیا ترتیب داد تا تیم انگلیس را از ۲۸ نفر به ۲۲ نفر قبل از جام جهانی ۱۹۹۸ کاهش دهد.

اما یک ایده ستودنی به طرز مشهوری نتیجه عکس داد وقتی پل گاسکوئین یک دور گلف را به پایان رساند و سپس متوجه شد که او یکی از شش بازیکنی است که در اردوی تمرینی کنار گذاشته خواهند شد.

فیل نویل، که او نیز تازه به او گفته شده بود که به فرانسه نمی‌رود، در حال گریه بود و توسط برادرش گری – که در تیم قرار گرفت – در اتاق کناری دلداری داده می‌شد که شنیدند گاسکوئین در واکنش به رد شدن خود، مبلمان اتاق هادل را خرد می‌کند.

گاسکوئین در روایت خود از آنچه اتفاق افتاد گفت: «من دیوانه شدم، از کوره در رفتم. خیلی عصبانی شدم. فریاد می‌زدم و ناسزا می‌گفتم. نمی‌توانستم بی‌عدالتی همه آن را باور کنم. وقتی در را لگد کردم زانویم پاره شد، گریه می‌کردم و از کنترل خارج شده بودم.»

«نمی‌خواستم با کسی صحبت کنم و نمی‌خواستم به حرف‌های گلن گوش دهم. چیزی نبود که او بتواند بگوید.»

«می‌خواستم بخشی از افتخار جام جهانی انگلیس باشم اما او بزرگترین رویای من را نابود کرد.»

وقتی مارتین کیون چند دقیقه بعد وارد اتاق هادل شد تا بفهمد در تیم قرار گرفته است، هیچ ایده‌ای نداشت که چه اتفاقی افتاده است.

کیون گفت: «همه ما کنار استخر نشسته بودیم و منتظر زمان خود برای دیدن سرمربی بودیم. اگر بازیکنی برمی‌گشت و وسایلش را جمع می‌کرد، به فرانسه می‌رفت. اگر نه، به خانه می‌رفت.»

«من وارد آنچه از اتاق هادل پس از گاسکوئین باقی مانده بود، شدم. وقتی به من گفته شد که به اولین جام جهانی‌ام می‌روم، به اطراف نگاه می‌کردم و تعجب می‌کردم که چه چیزی باعث این خرابی شده است.»

«ما در آن زمان دقیقاً نمی‌دانستیم چه اتفاقی افتاده است، زیرا هادل به ما نگفت.»

شاید تماس تلفنی بهترین گزینه باشد؟

#جام_جهانی #تیم_ملی_انگلیس #انتخاب_بازیکنان #فوتبال #شادی_و_ناامیدی #رویاهای_فوتبالی #اخبار_ورزشی #جام_جهانی_2026 #حسرت_فوتبالی #داستان_بازیکنان

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *