بیش از دو دهه است که برنامه هستهای ایران تحت نظارت شدید بینالمللی، تحریمها و مذاکرات دیپلماتیک قرار دارد. در مقابل، در حالی که به طور گستردهای باور بر این است که اسرائیل دارای تسلیحات هستهای است – ادعایی که این کشور همواره از تأیید یا تکذیب آن خودداری کرده است – اما برای شفافیت در این زمینه با فشار بینالمللی کمی مواجه است.
طی ۱۰ ماه گذشته، اسرائیل و ایالات متحده دو جنگ را علیه ایران به راه انداختهاند و بدون ارائه شواهد ادعا کردهاند که این کشور در آستانه دستیابی به ظرفیت ساخت سلاح هستهای قرار دارد. این درگیریها – نزاع ۱۲ روزه در ژوئن سال گذشته و یک ماه درگیری اخیر در سال جاری – بیش از ۲۶۰۰ ایرانی را به کام مرگ کشانده و جهان را در یک بحران بیسابقه انرژی فرو برده است.
این عدم توازن، اعتراضات ایران و همچنین حامیان عدم اشاعه هستهای در سراسر جهان را در مورد استانداردهای دوگانه برانگیخته است. ناظران میگویند که تفاوت در برخورد با ایران و اسرائیل نه تنها در چارچوبهای حقوق بینالملل مانند پیمان عدم اشاعه تسلیحات هستهای (NPT) مشهود است، بلکه در ژئوپلیتیک و پویایی قدرت جهانی نیز منعکس شده است.
بنابراین، چه چیزی در مورد زرادخانه هستهای اسرائیل، نظارت و بحث پیرامون برنامه هستهای ایران میدانیم و چرا منتقدان معتقدند که در مورد تهدید ناشی از این دو دشمن دیرینه، استانداردهای دوگانه اعمال میشود؟
چه چیزی در مورد تسلیحات هستهای اسرائیل میدانیم؟ ناظران میگویند که این یک «راز آشکار» است که اسرائیل تنها کشور در خاورمیانه است که دارای تسلیحات هستهای است، با وجود اینکه دهههاست در مورد این موضوع ابهام را حفظ کرده است.
در سال ۲۰۱۸، هنگامی که کریس کومو، مجری سابق CNN، از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مورد اینکه آیا کشورش دارای قابلیت یا تسلیحات هستهای است، سوال کرد، نتانیاهو پاسخ داد: «ما همیشه گفتهایم که اولین کسی نخواهیم بود که آن را معرفی کنیم، و آن را معرفی نکردهایم… این بهترین پاسخی است که دریافت خواهید کرد.»
با وجود عدم شفافیت اسرائیل در مورد برنامه هستهای خود، کارشناسان میگویند که ریشههای آن به دهه ۱۹۵۰ و دوران نخستوزیر بنیانگذار، دیوید بن گوریون، بازمیگردد، زمانی که اسرائیل با کمکهای خارجی، به ویژه از فرانسه، شروع به توسعه قابلیتهای هستهای کرد.
تاسیسات هستهای دیمونا در صحرای نگب مدتهاست که مظنون به تولید پلوتونیوم برای تسلیحات بوده است. به گفته کارشناسان، اسرائیل تخمیناً ۸۰ تا ۲۰۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد، اگرچه ارقام دقیق آن نامعلوم است.
در سال ۱۹۸۶، سیاست پنهانکاری اسرائیل ضربه سختی خورد، زمانی که مردخای وانونو، تکنسین تاسیسات دیمونا، اطلاعات و عکسهایی از راکتور را به روزنامه ساندی تایمز بریتانیا فاش کرد. او بعدها توسط ماموران اسرائیلی ربوده شد، به صورت مخفیانه محاکمه و ۱۸ سال را در زندان سپری کرد.
آنچه به ابهام پیرامون قابلیتهای هستهای اسرائیل میافزاید، امتناع این کشور از امضای پیمان عدم اشاعه (NPT) است که در سال ۱۹۷۰ لازمالاجرا شد، به این معنی که اسرائیل مشمول همان بازرسیهای بینالمللی که کشورهای عضو هستند، نمیشود.
NPT یک توافق جهانی است که برای مهار گسترش تسلیحات هستهای، تعهد به خلع سلاح هستهای و تشویق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای طراحی شده است. در مجموع ۱۹۱ کشور عضو سازمان ملل متحد از جمله ایران، دشمن دیرینه اسرائیل، از امضاکنندگان این پیمان هستند.
به گفته شان روستکر، تحلیلگر، سیاست اسرائیل اهداف متعددی را دنبال میکند. روستکر، پژوهشگر آسترا در موسسه کانسلیشن، به الجزیره گفت: «منطق آن نسبتاً ساده است: ابهام به منظور حفظ بازدارندگی است، در حالی که از برخی هزینههای دیپلماتیک، حقوقی و سیاسی که با یک اعلامیه آشکار همراه خواهد بود، جلوگیری میکند، به ویژه با توجه به اینکه اسرائیل عضو NPT نیست و همچنان خارج از این چارچوب قرار دارد.»
این تحلیلگر میگوید که اسرائیل در آینده نزدیک بعید است به NPT بپیوندد. روستکر اظهار داشت: «موضع اسرائیل برای دههها به محیط امنیتی منطقهای آن گره خورده است، و نشانه کمی وجود دارد که این کشور مزیت استراتژیکی در کنار گذاشتن ابهام یا پیوستن به NPT ببیند.» او افزود: «یک تغییر واقعی احتمالاً نیازمند یک توافق امنیتی منطقهای بسیار گستردهتر، که احتمالاً به منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی در خاورمیانه یا تغییر عمدهای در محیط تهدید گره خورده باشد، خواهد بود، نه صرفاً فشار خارجی.»
چه چیزی در مورد برنامه هستهای ایران میدانیم؟ برنامه هستهای ایران در دهه ۱۹۵۰ تحت رهبری محمدرضا شاه پهلوی و با حمایت ایالات متحده آغاز شد، اما پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به طور قابل توجهی گسترش یافت.
ایران، که همچنان یکی از امضاکنندگان NPT است، همواره تاکید کرده است که برنامه هستهای آن صرفاً برای اهداف غیرنظامی مانند تولید انرژی و مصارف پزشکی است.
در سال ۱۹۷۴، ایران یک توافقنامه جامع پادمان با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) امضا کرد، و در دهههای پس از آن، هم در دوران شاه سابق و هم در جمهوری اسلامی، به طور منظم توسط این نهاد سازمان ملل نظارت شده است.
ایران همچنین در سال ۲۰۱۵ به همراه ایالات متحده و سایر کشورها به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) پیوست، که بر اساس آن ایران موافقت کرد غنیسازی اورانیوم را محدود کند و تحت بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گیرد.
مفاد کلیدی آن توافق شامل: محدود کردن غنیسازی اورانیوم به ۳.۶۷ درصد برای ۱۵ سال، سطوحی که برای تسلیحات هستهای نامناسب است؛ کاهش تعداد سانتریفیوژها؛ و اجازه نظارت گسترده توسط بازرسان بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از جمله ۲۵ سال نظارت بر کارخانهها و معادن اورانیوم ایران بود.
همچنین تحت برجام، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی – که پیش از این نیز در ایران برنامه هستهای آن را نظارت میکردند – بازرسیهای روزانه از تاسیسات این کشور را آغاز کردند تا اطمینان حاصل کنند که تهران به تعهدات خود پایبند است. آنها دریافتند که ایران پایبند بوده است.
ایالات متحده، تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ، در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد، با وجود اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده بود ایران تا آن زمان به توافق پایبند بوده است. با این حال، ایران طبق گزارش آژانس، به مدت یک سال پس از خروج آمریکا از توافق، به تعهدات برجام خود ادامه داد، پیش از آنکه سطوح غنیسازی را افزایش دهد.
در واقع، استدلال ایالات متحده مبنی بر اینکه چرا ایران تهدید تسلیحات هستهای محسوب میشود – اینکه ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده در اختیار دارد – بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سال ۲۰۲۵ استوار است، که نشان میدهد این نهاد سازمان ملل دید بسیار بیشتری نسبت به برنامه هستهای ایران دارد تا جهان نسبت به برنامه هستهای اسرائیل. اورانیوم برای تبدیل شدن به درجه تسلیحاتی باید به سطوح بالاتر از ۹۰ درصد غنی شود. حذف این اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده یکی از خواستههای کلیدی ایالات متحده در مذاکرات با ایران بوده است.
در حالی که ایالات متحده و اسرائیل تاسیسات هستهای ایران را در طول جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ و حملات اخیر امسال هدف قرار داده و ادعا میکنند بخش بزرگی از آنها را نابود کردهاند، این نقشه نشان میدهد که ما تا امسال چه اطلاعاتی از موقعیت تاسیسات هستهای ایران داریم:
چه مدرکی وجود دارد که ایران ظرفیت ساخت تسلیحات هستهای را دارد؟ در حالی که اسرائیل و ایالات متحده مدتی است ادعا میکنند ایران به ساخت تسلیحات هستهای نزدیک است، اما هیچ مدرک معناداری ارائه نکردهاند.
در واقع، در مارس ۲۰۲۵، تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده، در کنگره شهادت داد که ایالات متحده «همچنان ارزیابی میکند که ایران در حال ساخت سلاح هستهای نیست و رهبر عالی خامنهای برنامه تسلیحات هستهای را که در سال ۲۰۰۳ به حالت تعلیق درآورده بود، مجدداً تایید نکرده است.»
ایران مدتهاست که تاکید میکند هیچ برنامهای برای ساخت سلاح هستهای ندارد. در سال ۲۰۰۳، آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی وقت، که در حملات آمریکا و اسرائیل به تهران در ۲۸ فوریه کشته شد، علناً ممنوعیت پیگیری چنین سلاحی را اعلام کرد و گفت که این عمل خلاف قوانین اسلامی است.
پس از اینکه ایالات متحده و اسرائیل آخرین جنگ خود را علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز کردند، گابارد در شهادتی جدید در کنگره گفت که جامعه اطلاعاتی ایالات متحده معتقد نیست که ایران برنامه هستهای خود را پس از بمبارانهای ژوئن ۲۰۲۵ از سر گرفته باشد.
آیا استانداردهای متفاوتی برای اسرائیل و ایران در مورد تسلیحات هستهای اعمال میشود؟ احمد نجار، تحلیلگر فلسطینی، یکی از بسیاری از کارشناسانی است که میگوید «به وضوح یک استاندارد دوگانه» در نحوه برخورد با برنامه هستهای اسرائیل در مقایسه با ایران وجود دارد و استدلال میکند که سیاست، نه هنجارهای بینالمللی، محرک این موضوع است.
از نظر او، اسرائیل به دلیل نقش خود به عنوان یک قدرت همسو با غرب در خاورمیانه، از رژیم جهانی عدم اشاعه معاف شده است، در حالی که وضعیت ایران به عنوان یک «دشمن» مورد تصور، حداکثر فشار را به دنبال دارد. «به این معنا، هنجارهای بینالمللی به صورت انتخابی اعمال میشوند – در برخی موارد به شدت اجرا میشوند و در موارد دیگر به آرامی کنار گذاشته میشوند.»
فراتر از استاندارد دوگانه سیاسی، نجار استدلال میکند که سیاست دیرینه اسرائیل مبنی بر «ابهام هستهای» نگرانیهای عمیقتری را در مورد شفافیت در میان «تاریکی دکترین هستهای خود اسرائیل» ایجاد میکند. او افزود: «ابهام نه تنها در مورد قابلیت، بلکه در مورد آستانههای استفاده نیز وجود دارد – و این بدون مکانیسمهای پاسخگویی که در جاهای دیگر اعمال میشود، وجود دارد.»
نجار گفت که او نسبت به چشمانداز هرگونه تغییر در این رویکرد، بدون «تحول گستردهتر» در سیاست بینالملل و پویایی قدرت، بدبین است. او اظهار داشت: «تا زمانی که منافع استراتژیک بر اجرای ثابتقدم قوانین بینالمللی اولویت داشته باشد، وضعیت هستهای اسرائیل احتمالاً تا حد زیادی از نظارت مصون خواهد ماند.»
#استانداردهای_دوگانه #برنامه_هستهای_ایران #تسلیحات_هستهای_اسرائیل #معاهده_عدم_اشاعه #امنیت_منطقه #سیاست_بین_الملل #دیپلماسی_هستهای #خاورمیانه #نظارت_بین_المللی #شفافیت_هستهای
استانداردهای دوگانه؟ چرا برنامه هستهای ایران تحت نظارت شدید است، اما اسرائیل معاف میشود؟












Leave a Reply