در حالی که لبنان بار دیگر درگیر جنگ شده است، جلسهای را به یاد میآورم که اوت گذشته با رئیسجمهور جوزف عون در کاخ بعبدا، ساختمانی مدرن بر فراز تپهای مشرف به بیروت، داشتم.
عون، رئیس سابق ارتش، پس از جنگ ویرانگر بین اسرائیل و حزبالله، یک گروه شبهنظامی و حزب سیاسی لبنانی که مورد حمایت ایران است، روی کار آمد. در آن زمان، حزبالله تضعیف شده و در داخل کشور منزوی شده بود و عون سوگند یاد کرده بود که آن را خلع سلاح کند. مسئله به ظاهر لاینحل سلاحهای حزبالله مدتهاست که لبنان را دچار تفرقه کرده است، اما عون به نظر میرسید باور دارد که میتواند آن را حل کند. او به من گفت: «من یک خوشبین به دنیا آمدهام.»
در زمان ملاقات ما، یک آتشبس شکننده در لبنان برقرار بود. این توافق به جنگ بین اسرائیل و حزبالله در نوامبر ۲۰۲۴ پایان داده بود، اما اسرائیل تقریباً هر روز به آنچه افراد و اهداف مرتبط با این گروه توصیف میکرد، حمله میکرد. در برخی نقاط کشور، درگیری هرگز متوقف نشده بود. حتی از خانه من در شرق بیروت نیز گاهی اوقات صدای وزوز پهپادهای اسرائیلی را که در بالای سر میچرخیدند، میشنیدم.
برای حامیان حزبالله، این گروه تنها محافظ آنها در برابر اسرائیل است که آن را دشمنی میدانند که قصد تصرف خاک لبنان را دارد. مخالفان، حزبالله را که یک گروه شیعه مسلمان است، متهم میکنند که از منافع حامی ایرانی خود دفاع میکند و کشور را به جنگهای ناخواسته و غیرضروری میکشاند.
هنگامی که آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران، در حمله روز اول بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل در فوریه کشته شد، حزبالله موشکهایی به سمت اسرائیل شلیک کرد. این گروه گفت که این اقدام در تلافی مرگ او و بمباران مداوم اسرائیل در طول آتشبس بود؛ اسرائیل نیز با حملات هوایی و تهاجم زمینی دیگری به جنوب لبنان پاسخ داد.
رئیسجمهور عون، به امید توقف خونریزی، پیشنهاد مذاکره مستقیم با اسرائیل را مطرح کرد، گامی مهم برای دو کشوری که روابط دیپلماتیک ندارند. اسرائیل این پیشنهاد را تا هفته گذشته نادیده گرفت، پس از آنکه آمریکا با ایران به توافق آتشبس رسید و اسرائیل حملات هوایی گستردهای را انجام داد که در یک روز بیش از ۳۰۰ نفر را در لبنان کشت.
قرار است جلسهای بین سفرای دو کشور، که انتظار میرود بر آتشبس در اینجا تمرکز کند، اواخر سهشنبه در واشنگتن برگزار شود. با نفوذ بسیار محدود بر حزبالله، دولت لبنان چه کاری میتواند انجام دهد؟ و شانس یافتن صلحی پایدار چقدر است؟
حزبالله، یا حزب خدا به زبان عربی، در دهه ۱۹۸۰ در طول اشغال لبنان توسط اسرائیل در جنگ داخلی لبنان ایجاد شد. از همان ابتدا، این گروه توسط ایران تأمین مالی، آموزش و مسلح شده است و نابودی اسرائیل یکی از اهداف رسمی آن باقی مانده است.
در سال ۱۹۸۹، توافق طائف که به درگیری لبنان پایان داد، خلع سلاح همه شبهنظامیان را الزامی کرد و یک توافق تقسیم قدرت بین فرقهها در کشوری چندفرهنگی و چنددینی را معرفی کرد. با این حال، حزبالله با معرفی خود به عنوان یک جنبش مقاومت که با اشغال اسرائیل میجنگد، موفق شد سلاحهای خود را حفظ کند. اسرائیل نیروهای خود را در سال ۲۰۰۰ پس از ۱۸ سال اشغال جنوب لبنان خارج کرد، اما اختلافات ارضی باقی ماند. و قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل متحد، که در سال ۲۰۰۶ به جنگ با اسرائیل پایان داد و خواستار خلع سلاح حزبالله شد، هرگز به طور کامل اجرا نشده است.
این گروه توسط کشورهایی از جمله بریتانیا و آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است. اما در لبنان، حزبالله چیزی بیش از یک شبهنظامی است. این یک حزب سیاسی است که در پارلمان و دولت نمایندگی دارد و یک جنبش اجتماعی است که خدماتی از جمله مدارس و بیمارستانها را در مناطقی که دولت غایب بوده است، اداره میکند. این قدرتمندترین گروه کشور است.
رئیسجمهور عون از زمان روی کار آمدن، از سیاستی که آن را «انحصار دولتی بر اسلحه» مینامد، دفاع کرده است. به عنوان بخشی از توافق آتشبس در سال ۲۰۲۴، حزبالله موافقت کرده بود که مبارزان و سلاحهای خود را از جنوب لبنان که برای دههها عملاً تحت کنترل این گروه بود، خارج کند. حزبالله همچنین بر حومه جنوبی بیروت، معروف به ضاحیه، و دره بقاع شرقی، جایی که بخشی از زرادخانه آن قرار دارد، نفوذ دارد، اما نعیم قاسم، دبیرکل آن، بحث در مورد خلع سلاح کامل و سراسری را رد کرده است.
عون، با این حال، هشدار داده است که اقدام برای حذف سلاحهای حزبالله بدون رضایت آن میتواند به خشونت منجر شود. او هنگام ملاقات ما در اوت گفت: «ما نمیتوانیم اجازه دهیم کشور به یک جنگ داخلی دیگر سقوط کند.» در میان حملات مداوم اسرائیل و امتناع حزبالله از مذاکره، از عون پرسیدم که برنامه او چیست. او گفت که تقریباً هیچ کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
لبنان، کشوری کوچک به مساحت تنها ۴۰۰۰ مایل مربع در شرق مدیترانه، جمعیتی حدود ۵.۸ میلیون نفر دارد و رسماً ۱۸ فرقه مذهبی را به رسمیت میشناسد. تصور میشود دو سوم مردم آن مسلمان باشند – جمعیت سنی و شیعه از نظر اندازه نسبتاً برابر هستند – و یک سوم مسیحی. در دسامبر، یک نظرسنجی گالوپ نشان داد که تقریباً چهار نفر از هر پنج لبنانی موافق بودند که تنها ارتش کشور مجاز به نگهداری سلاح باشد – به عبارت دیگر، جناحهایی از جمله حزبالله باید خلع سلاح شوند. پاسخها به این نظرسنجی، تعجبآور نیست که از خطوط پیشفرض پیروی میکردند. حمایت قاطعی در میان مسیحیان، دروزیها و سنیها وجود داشت؛ بیش از دو سوم شیعیان لبنان مخالف بودند.
مایکل یانگ، سردبیر ارشد اندیشکده مرکز کارنگی در بیروت، به من گفت که برخی افراد «سادهلوح بودند که فکر میکردند ارتش»، که به طور مزمن کمتجهیز و کمبودجه است، حزبالله را «به دلیل عدم اراده» خلع سلاح نکرده است.
او گفت: «شما نمیتوانید به جامعه شیعه بیایید و این را با زور تحمیل کنید. شکست خواهید خورد و این یک فاجعه خواهد بود. ارتشها برای ورود به درگیریهای نظامی با جمعیت خود ساخته نشدهاند.» او افزود: «خلع سلاح گروهی مانند حزبالله به چه معناست؟ آیا ارتش توانایی دارد که به هر خانه شیعه برود و آن را خلع سلاح کند؟ خیر، ندارد. آیا آنها میتوانند به مناطقی که حزبالله موشک و سلاحهای سنگین دارد بروند و آن مناطق را خلع سلاح کنند؟ نمیتوانند.»
وقتی از او درباره مذاکرات مورد انتظار با اسرائیل پرسیدم، به من گفت: «لبنان چیزی برای ارائه ندارد» زیرا نمیتواند خلع سلاح حزبالله را تضمین کند. او گفت: «دولت هیچ برگ برندهای ندارد و این واقعیتی است که باید بپذیریم.»
قاسم در یک سخنرانی تلویزیونی ماه گذشته گفت که حزبالله به حملات اسرائیل در طول آتشبس پاسخ نداده است تا «متهم به مانعتراشی در دیپلماسی نشود» اما اسرائیل «به هیچ یک از مفاد» توافق پایبند نبوده است. نیروهای اسرائیلی همچنین در پنج موضع در جنوب که در طول جنگ اشغال شده بودند، باقی مانده بودند که این نیز نقض دیگری از توافق بود، اقداماتی که مقامات اسرائیلی گفتند برای محافظت از جوامع شمالی کشور لازم است. قاسم گفت: «صبر ما حدی دارد» و حزبالله «درباره سلاحهای خود با هیچکس بحث نخواهد کرد.» پس، آیا هرگز میتواند خلع سلاح شود؟
مقاومت مسلحانه در فلسفه وجودی حزبالله کلیدی است – پرچم آن دستی را نشان میدهد که یک تفنگ تهاجمی حمل میکند. این گروه بخشی از آنچه ایران آن را «محور مقاومت» مینامد، است، ائتلافی از جناحهای مسلح که شامل حماس در غزه و کرانه باختری و حوثیها در یمن میشود. آنها در درگیریهای پس از حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شدت توسط اسرائیل و آمریکا تضعیف شدهاند اما شکست نخوردهاند. نیکلاس بلانفورد، نویسنده کتاب «جنگجویان خدا: درون مبارزه سی ساله حزبالله علیه اسرائیل»، به من گفت که با توجه به نقش ایران، هر تصمیمی در مورد مسیر این گروه احتمالاً نه در بیروت، بلکه در تهران گرفته خواهد شد.
سال گذشته، من از جنوب لبنان گزارش دادم که چگونه جوامع تحت ترس از حملات مداوم اسرائیل زندگی میکردند و برخی به نظر میرسید استراتژی حزبالله را زیر سوال میبردند. در این درگیری، این گروه با حمله به اسرائیل و مبارزه با نیروهای مهاجم، نشان داد که توانسته است برخی از قابلیتهای نظامی خود را که در جنگ قبلی تضعیف شده بود – همانطور که اسرائیل هشدار داده بود – بازسازی کند که بخشی از پایگاه خود را دوباره فعال کرده بود. یک دیپلمات غربی به من گفت که این بازسازی توسط مقامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که پس از جنگ ۲۰۲۴ به لبنان اعزام شده بودند، رهبری شد.
در میان تهاجم کنونی خود به لبنان، مقامات اسرائیلی میگویند که هدفشان ایجاد یک منطقه حائل امنیتی در جنوب لبنان، در امتداد مرز با شمال اسرائیل است، که نگرانیهایی را در لبنان ایجاد کرده است که بخشهایی از کشور حتی پس از درگیری نیز اشغال خواهند ماند. این بدان معناست که هزاران نفر که از خانههای خود در جنوب آواره شدهاند، ممکن است هرگز نتوانند بازگردند. این احتمالاً روایت حزبالله را تقویت میکند که سلاحهای آنها در دولتی که قادر به دفاع از قلمرو خود نیست، مورد نیاز است.
بلانفورد میگوید این دلیل دیگری است که حزبالله بعید است خلع سلاح شود. او گفت: «حزبالله تماماً درباره آنچه آن را «اولویت مقاومت» مینامد، است. تمام عناصر دیگر حزب… برای محافظت و پایداری آن وجود دارند. این قلب تپنده آن است. اگر جزء نظامی را حذف کنید، سازمان به چیز دیگری تبدیل میشود.»
بیش از ۱.۲ میلیون نفر از زمان آغاز درگیری در لبنان آواره شدهاند که بیشتر آنها از جوامع شیعه هستند. این امر تنشهای فرقهای را تشدید کرده است. با حملات هوایی اسرائیل که افرادی را که گفته میشود با این گروه مرتبط هستند در خارج از مناطقی که حزبالله قوی است هدف قرار میدهد، ساکنان به تازهواردان مظنون هستند. درگیریهایی در برخی مناطق رخ داده است.
کیم غطاس، روزنامهنگار و خبرنگار سابق بیبیسی که کتاب «موج سیاه» را نوشت، به من گفت که حزبالله بخش ضروری زندگی بسیاری از افراد در جامعه شیعه است. او گفت: «مسلمانان شیعه از لحاظ تاریخی در لبنان تحت ستم بودهاند. برای بسیاری، این مسئلهای درباره اعتقاد و ایدئولوژی، و حس ترس و آسیبپذیری است. اگر آنها سلاحهای خود را کنار بگذارند، چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد؟ آیا دوباره تحت ستم یا طرد خواهند شد؟ بحث با این ترسهای عمیق بسیار دشوار است.»
هفته گذشته، اسرائیل موجی از حملات هوایی را آغاز کرد که وحشت و ویرانی را به لبنان آورد. برخی آن را چهارشنبه سیاه مینامند. در بیروت، بمباران شدید، که در میانه روز و بدون هشدار انجام شد، به برخی مناطق شلوغ و پرجمعیت که قبلاً هرگز مورد حمله قرار نگرفته بودند و مردم در آنجا احساس امنیت میکردند، اصابت کرد. حتی برای افرادی که به خشونت عادت کردهاند، آن روز متفاوت بود. وزارت بهداشت لبنان میگوید از آغاز جنگ شش هفته پیش، بیش از ۲۰۰۰ نفر در لبنان کشته شدهاند، بدون اینکه بین مبارزان و غیرنظامیان تمایز قائل شود.
بسیاری از لبنانیها احساس میکنند در وضعیت بحران دائمی گیر افتادهاند. در محله عین المریسه در نزدیکی کورنیش بیروت، با مردی به نام محمد حمود ملاقات کردم. او با ناباوری به ساختمانی مسکونی که تا حدی فروریخته بود، نگاه میکرد. او به من گفت: «آرامش ندارید. تمام زندگیام این احساس را داشتهام که در یک جنگ مداوم هستیم. امیدوارم این آخرین جنگ باشد و اوضاع بهتر شود.»
#لبنان #حزبالله #صلح_لبنان #جنگ_اسرائیل #ایران #خاورمیانه #درگیری_لبنان #مقاومت #آوارگان_لبنان #امنیت_منطقه
لبنان به دنبال صلح است، اما حزبالله ابتدا باید متقاعد شود












Leave a Reply