دولت همزمان با پیامدهای اقتصادی جنگ در ایران دست و پنجه نرم میکند، همانطور که صندوق بینالمللی پول به وضوح آن را تشریح کرده است. در همین حال، استدلال برخی، از جمله لرد رابرتسون، دبیرکل سابق ناتو، مبنی بر اینکه این جنگ شاهدی است بر لزوم افزایش سریعتر و بیشتر هزینههای دفاعی، در حال قوت گرفتن است.
مسئله اینجاست که افزایش هزینههای دفاعی در شرایطی که اقتصاد برای سالهاست که درگیر مشکلات است، دشوارتر میشود.
ناامیدی وزیر خزانهداری در مصاحبهای با روزنامه میرور آشکار است؛ او آغاز درگیری بدون اهداف روشن را «حماقت» خواند.
ریچل ریوز گفت: «این جنگی نبود که ما آغاز کردیم. جنگی نبود که ما میخواستیم. من بسیار ناامید و خشمگینم که ایالات متحده بدون یک برنامه خروج روشن و بدون ایده مشخصی از آنچه میخواستند به دست آورند، وارد این جنگ شد.»
تعجبی ندارد که او عصبانی است. ریوز پیش از این نیز با چالشهای بزرگی روبرو بود و اکنون این وضعیت جدید اضافه شده است. این در حالی است که او و دیگر وزرای ارشد، از نخستوزیر سر کییر استارمر گرفته تا پایینتر، به آرامی در حال مطرح کردن این موضوع بودند که اوضاع در حال بهبود تدریجی است.
در آغاز سال، نخستوزیر اعلام کرده بود که «ما در حال عبور از یک پیچ هستیم». وزرا به صورت خصوصی و عمومی به حداقل برخی شاخصهای اقتصادی امیدوارکننده اشاره میکردند.
سپس موشکها و جتهای جنگنده به پرواز درآمدند و همه چیز تغییر کرد.
این بدان معناست که دور باطل تنگتر و تاریکتر میشود. اقتصادی ضعیف به انتخابکنندگانی بیحال، بیقرار و شاید بدخلق منجر میشود. اقتصادی ضعیف، مصالحهها و انتخابها بر سر هزینههای عمومی را دشوارتر میکند. و جنگها – علاوه بر ایران، اوکراین نیز وجود دارد – لرد رابرتسون را واداشت تا به وزیر خزانهداری حمله کرده و «کارشناسان غیرنظامی در وزارت خزانهداری» را به «خرابکاری» متهم کند.
اما وظیفه وزارت خزانهداری نظارت دقیق بر هزینههای عمومی است و نیازی نیست با افراد زیادی در وستمینستر صحبت کنید تا اتهامات مربوط به هدر رفت منابع توسط وزارت دفاع در طول سالیان متمادی مطرح شود.
لرد رابرتسون همچنین با این ادعا که «واقعیت سرد دنیای خطرناک امروز این است که ما نمیتوانیم بریتانیا را با بودجه رفاهی همیشه در حال گسترش خود دفاع کنیم»، به نقطه ضعف حزب کارگر ضربه زد.
تابستان گذشته، نخستوزیر در نبردی با نمایندگان حزب خود برای کاهش سرعت افزایش لایحه مزایا شکست خورد. در دولت صحبتهایی مبنی بر تلاش مجدد برای اصلاح سیستم در آینده وجود دارد. اما این کار از نظر سیاسی بسیار دشوار است، به ویژه برای حزب کارگر.
برنامه سرمایهگذاری دفاعی که مدتهاست وعده داده شده و قرار است نحوه تامین مالی نیازهای وزارت دفاع را مشخص کند، قرار بود پاییز سال گذشته ارائه شود.
از آن زمان زمستان آمد و رفت و ساعتها دوباره تغییر کردند، اما هنوز هیچ نشانهای از آن نیست.
شاید با توجه به تمام فشارهای سیاسی، مالی و بینالمللی که دولت در تلاش برای جذب آنهاست، جای تعجبی ندارد.
زمانی که این طرح بالاخره به مرحله اجرا برسد، بحث گستردهتر خواهد شد. این دولت و جانشینان آن، و جامعه به طور کلی، چگونه با انتخابهایی که یک رویکرد دفاعی قویتر طلب میکند، روبرو خواهند شد؟
آیا بودجههای بهداشت، مزایا و دفاع میتوانند همزمان افزایش یابند، در حالی که بار مالیاتی، یعنی نسبت درآمد کشور که به دولت میرسد، تا سال ۲۰۳۱ به بالاترین حد تاریخی ۳۸ درصد خواهد رسید؟ چه چیزی باید فدا شود و چه زمانی؟
اینها سوالات تکراری در سالها و شاید دهههای آینده خواهند بود.
#جنگ_ایران #حزب_کارگر #اقتصاد_بریتانیا #بودجه_دفاعی #سیاست_بریتانیا #کریس_میسون #ریچل_ریوز #کایر_استارمر #بحران_اقتصادی #سیاست_خارجی
کریس میسون: جنگ ایران، حزب کارگر را در یک دور باطل گرفتار کرده است












Leave a Reply