اسلامآباد، پاکستان – مذاکرات رو در رو بین ایالات متحده و ایران، که بیش از ۱۲ ساعت به طول انجامید، روز یکشنبه در اسلامآباد بدون دستیابی به توافق به پایان رسید و تنها یک آتشبس شکنندهی دو هفتهای را به عنوان تنها مانع بین دیپلماسی و بازگشت به جنگ باقی گذاشت.
پاکستان، که هفتهها را صرف معرفی خود به عنوان میانجی کرده بود و موفق شد هر دو طرف را در یک اتاق گرد هم آورد، نقش خود را دستنخورده حفظ کرد. اما مقامات اذعان دارند که اکنون فاز دشوارتر آغاز میشود – بازگرداندن مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی به میز مذاکره پیش از آنکه اختلافاتشان دوباره به جنگی تمامعیار تبدیل شود.
اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، پس از پایان مذاکرات در بیانیهای گفت: «پاکستان در روزهای آینده نقش خود را برای تسهیل تعاملات و گفتگو بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا ایفا کرده و ادامه خواهد داد.»
این مذاکرات، که بالاترین سطح تعامل مستقیم بین واشنگتن و تهران از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ بود، به دلیل اختلافات پیرامون برنامه هستهای ایران به بنبست رسید.
جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، که هیئت آمریکایی را به همراه استیو ویتکوف، فرستاده ویژه، و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، رهبری میکرد، گفت: «واقعیت ساده این است که ما باید یک تعهد قاطع ببینیم که آنها به دنبال سلاح هستهای نخواهند بود و به دنبال ابزارهایی که آنها را قادر به دستیابی سریع به سلاح هستهای کند، نخواهند رفت.»
با این حال، ونس روزنهای باریک برای ازسرگیری مذاکرات باقی گذاشت.
ونس پیش از پایان سخنان کوتاه خود که کمتر از پنج دقیقه به طول انجامید، با ضربه زدن به تریبون برای تأکید، گفت: «ما اینجا را با یک پیشنهاد بسیار ساده ترک میکنیم، روشی برای درک که پیشنهاد نهایی و بهترین ماست. خواهیم دید که آیا ایرانیها آن را میپذیرند یا خیر.»
منابع پاکستانی و ایرانی تأیید کردند که هیئت ایرانی بعداً در روز یکشنبه پیش از عزیمت به تهران با مقامات ارشد پاکستانی دیدار کرد، اگرچه جزئیات آن گفتگوها نامشخص باقی مانده است.
آنچه واضح است این است که پاکستان هنوز تسلیم نشده است.
**خطوط قرمز واشنگتن**
مقامات آمریکایی گفتند که ایران با ارزیابی اشتباه از اهرم فشار خود وارد مذاکرات شده بود، با این باور که مزایایی در اختیار دارد که به ارزیابی واشنگتن، چنین نبود.
به گفته این مقامات، ونس بخش زیادی از زمان خود را در طول مذاکرات صرف تصحیح آنچه آنها تصورات نادرست ایران درباره موضع آمریکا توصیف کردند، کرد – با تأکید بر اینکه هیچ توافقی بدون تعهد کامل در مورد مسئله هستهای امکانپذیر نخواهد بود.
مقامات همچنین اشاره کردند که اعلام بعدی ترامپ مبنی بر محاصره تنگه هرمز یک واکنش تکانشی نبود، بلکه گامی از پیش برنامهریزی شده بود که هدف آن حذف این آبراه به عنوان ابزار چانهزنی ایران و بازگرداندن مسئله هستهای به مرکز هرگونه مذاکرات آتی بود.
اما مقامات آمریکایی، که به شرط عدم افشای نام صحبت میکردند، همچنین اذعان داشتند که شکاف عمیق در مواضع بین واشنگتن و تهران که آنها نتوانستند آن را پر کنند، به مسائلی فراتر از برنامه هستهای ایران گسترش مییابد.
در اصل، آنها گفتند، دو طرف نتوانستند بر سر شش نکته کلیدی به توافق برسند: پایان دادن به تمامی غنیسازی اورانیوم؛ برچیدن تأسیسات اصلی غنیسازی؛ حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا ایران؛ پذیرش چارچوب امنیتی منطقهای گستردهتر شامل متحدان آمریکا؛ پایان دادن به تأمین مالی گروههایی که واشنگتن آنها را سازمانهای «تروریستی» میخواند، از جمله حماس، حزبالله و حوثیها؛ و بازگشایی کامل تنگه هرمز بدون دریافت عوارض.
ساعاتی پس از پایان مذاکرات، ترامپ به پیشرفت جزئی اذعان کرد، اما بر بنبست اصلی تأکید کرد.
او در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «نشست خوب پیش رفت، اکثر نکات مورد توافق قرار گرفت، اما تنها نکتهای که واقعاً اهمیت داشت، یعنی هستهای، مورد توافق قرار نگرفت.»
ترامپ گفت: «فوراً و به صورت مؤثر، نیروی دریایی ایالات متحده، بهترین در جهان، روند محاصره هرگونه کشتی را که قصد ورود یا خروج از تنگه هرمز را دارد، آغاز خواهد کرد. به ایران اجازه داده نخواهد شد که از این اقدام غیرقانونی اخاذی سود ببرد.»
ایران از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، عملاً کنترل دسترسی به تنگه هرمز را، که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از آن عبور میکند، در دست گرفته است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) آنچه تحلیلگران آن را یک سیستم عوارض دوفاکتو (عملی) توصیف میکنند، اعمال کرده است که کشتیها را ملزم به دریافت کدهای ترخیص و عبور با اسکورت از یک کریدور کنترلشده میکند.
این اختلال گاهی اوقات قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و بازارهای جهانی را بیثبات کرده و فشار پایداری بر کشورهای واردکننده انرژی در آسیا و اروپا وارد کرده است.
تهران کنترل خود بر تنگه را هم یک اقدام امنیتی و هم یک اهرم کلیدی مذاکرهای معرفی کرده است، اهرمی که تمایل کمی به رها کردن آن بدون یک توافق گستردهتر نشان داده است.
**دیدگاه تهران**
روایت ایران از شکست مذاکرات به شدت متفاوت بود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پستی در شبکه اجتماعی X در اوایل ۱۳ آوریل، پس از بازگشت به تهران، گفت که کشورش با «حسن نیت» مشارکت کرده، اما با خواستههای متغیر روبرو شده است.
او نوشت: «زمانی که تنها چند اینچ با تفاهمنامه اسلامآباد فاصله داشتیم، با حداکثرگرایی، تغییر اهداف و محاصره مواجه شدیم. هیچ درسی آموخته نشد. حسن نیت، حسن نیت میآورد. دشمنی، دشمنی میآورد.»
اشاره به «تفاهمنامه اسلامآباد» واضحترین سیگنال عمومی تاکنون بود که دو طرف به توافق رسمی نزدیکتر شده بودند تا آنچه هر دو دولت قبلاً اذعان کرده بودند.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، که ریاست هیئت کشورش را بر عهده داشت، گفت که تیم او «ابتکارات رو به جلو» را پیشنهاد کرده، اما نتوانسته اعتماد را جلب کند.
او روز یکشنبه نوشت: «به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، ما به طرف مقابل اعتمادی نداریم.»
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز به پیشرفت جزئی اما اختلافات حلنشده اشاره کرد.
او گفت: «در برخی مسائل ما واقعاً به تفاهم متقابل رسیدیم، اما بر سر دو یا سه مسئله مهم شکاف وجود داشت و در نهایت مذاکرات به توافق منجر نشد.»
مطالبات کلیدی تهران، از جمله پایان حملات اسرائیل به لبنان، آزادسازی ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده، تضمینهایی در مورد برنامه هستهای خود و حق دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، برآورده نشد.
رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان، با این حال، دیدگاهی محتاطانهتر ارائه داد – با این اشاره که تهران پنجره مذاکرات را نمیبندد.
او روز یکشنبه در پیام خود در شبکه اجتماعی X نوشت: «مذاکرات اسلامآباد یک رویداد نیست، بلکه یک فرآیند است. مذاکرات اسلامآباد پایههای یک فرآیند دیپلماتیک را بنا نهاد که اگر اعتماد و اراده تقویت شود، میتواند چارچوبی پایدار برای منافع همه طرفها ایجاد کند.»
**تعادلبخشی پاکستان**
به گفته تحلیلگران، برای پاکستان، این نتیجه یک عقبنشینی است اما نه یک شکست.
مقامات با احتیاط مذاکرات را «گام اولیه مهم در یک فرآیند دیپلماتیک مستمر» توصیف کردند و تأکید کردند که مسائل با این پیچیدگی را نمیتوان در یک دور حل کرد.
آنها گفتند، تأکید بر باز نگه داشتن کانال ارتباطی بود.
محمد عبیدالله، ناخدا بازنشسته نیروی دریایی پاکستان که به عنوان دیپلمات در ایران خدمت کرده است، گفت که انتظارات برای یک پیشرفت همیشه غیرواقعی بود.
او به الجزیره گفت: «صرف گرد هم آوردن هر دو طرف یک دستاورد دیپلماتیک قابل توجه است. دیپلماسی نمرده است.»
اشتیق احمد، استاد بازنشسته روابط بینالملل در دانشگاه قائد اعظم اسلامآباد، فراتر رفت.
او گفت: «مذاکرات فرو نپاشید؛ آنها بدون توافق به پایان رسیدند، اما با یک پیشنهاد مشخص آمریکا روی میز و کانال ارتباطی همچنان دستنخورده باقی ماند.»
«نقش پاکستان این بود که بحران را از تشدید به تعامل ساختاریافته سوق دهد، که به آن دست یافت. عدم همگرایی نشاندهنده اختلافات ساختاری بین آمریکا و ایران است، نه شکست میانجیگری.»
هم ترامپ و هم مقامات ایرانی از شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش، به خاطر تلاشهایشان برای تأمین آتشبس و میزبانی مذاکرات در اسلامآباد تمجید کردهاند. تحلیلگران میگویند این نشان میدهد که آنها همچنان به مذاکرات بیشتر با میانجیگری پاکستان تمایل دارند.
سحر بلوچ، محقق ایرانی مستقر در آلمان، گفت که اعتماد همچنان باارزشترین دارایی پاکستان است.
او گفت: «آزمون واقعی اعتبار، جلوگیری از شکست نیست، بلکه حفظ ارتباط پس از آن است.»
**آتشبس شکننده**
تهدید فوری برای نقش پاکستان از وضعیت در حال تحول در تنگه هرمز و لبنان ناشی میشود.
ایران پیش از این هشدار داده است که ادامه حملات اسرائیل به لبنان میتواند مذاکرات را بیمعنی کند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، چنین حملاتی را چالشی مستقیم برای آتشبس توصیف کرده است.
اعلام محاصره توسط ترامپ اکنون از جبهه دوم فشار وارد میکند.
احمد، استاد سابق کرسی پاکستان در دانشگاه آکسفورد، هشدار داد که فروپاشی آتشبس گزینههای دیپلماتیک را به شدت محدود خواهد کرد.
او گفت: «اگر آتشبس فرو بپاشد، پیامد فوری آن از دست دادن پنجره دیپلماتیک است. دور دوم بسیار دشوارتر میشود زیرا هر دو طرف در شرایط تشدید فعال مذاکره خواهند کرد، جایی که مواضع تمایل به سختتر شدن دارند تا همگرایی.»
عبیدالله یک شباهت تاریخی با قرنطینه دریایی کوبا توسط آمریکا در بحران موشکی ۱۹۶۲ ترسیم کرد. اگر چین از کشتیهای خود برای واردات نفت ایران استفاده کند چه؟ آیا آمریکا به آنها حمله خواهد کرد؟
عبیدالله گفت: «جهان دوباره تماشا خواهد کرد که چه کسی اول چشمک میزند. با این حال، اگر هیچ یک از طرفین این کار را نکند، ممکن است به درگیری بسیار بزرگتری تبدیل شود.»
بحران موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی را به آستانه جنگ هستهای کشاند، پس از آنکه واشنگتن کشف کرد مسکو موشکهای هستهای را در خاک کوبا، در فاصله حمله به سرزمین اصلی آمریکا، نصب کرده است.
آمریکا شوروی را از ارائه تجهیزات بیشتر به کوبا منع کرد و در نهایت، یک توافق دیپلماتیک حاصل شد، با موافقت شوروی برای خروج موشکها در ازای تعهد آمریکا به عدم حمله به کوبا.
بلوچ، محقق مستقر در برلین، موافقت کرد که وضعیت بیثبات باقی مانده است.
او گفت: «آتشبس در خطر تبدیل شدن به چیزی بیشتر نمادین تا ماهوی است. اما به طور متناقض، تشدید تنش گاهی اوقات میتواند بازگشت به مذاکرات را اجبار کند، حتی اگر در شرایط اضطراریتر و نامطلوبتر باشد.»
**راه پیش رو چیست؟**
فضای مانور پاکستان نیز تحت تأثیر شکنندگی اقتصادی آن قرار دارد.
اختلال در تنگه هرمز قیمت انرژی را افزایش داده و فشارهای بر اقتصادی را که پیش از این نیز تحت فشار بود، تشدید میکند.
احمد گفت که این هم فوریت و هم محدودیت ایجاد میکند.
او گفت: «آسیبپذیری اقتصادی، به ویژه در برابر شوکهای انرژی و تأمین مالی خارجی، فوریت برای پاکستان ایجاد میکند تا از یک درگیری طولانیمدت جلوگیری کند.»
«اما این همچنین یک محدودیت را تقویت میکند: پاکستان نمیتواند تشدید تنش با هیچ یک از طرفین را تحمل کند. اهرم فشار آن اجباری نیست؛ بلکه موقعیتی است. این اهرم از این واقعیت ناشی میشود که تنها کانال قابل قبول برای هر دو طرف است، نه از توانایی تحمیل نتایج.»
هشت روز تا پایان آتشبس اولیه دو هفتهای باقی مانده است، پنجرهای که مقامات پاکستانی به طور خصوصی گفتند فرصتی واقعی برای همسویی فنی و سیاسی بیشتر است، اگر هر دو طرف تصمیم به استفاده از آن بگیرند.
احمد پیشنهاد کرد که هرگونه پیشرفت به ایجاد توالی گامهای قابل قبول برای هر دو طرف بستگی دارد.
او گفت: «آمریکا خواستار تعهدات هستهای زودهنگام است؛ ایران خواستار تضمینها و رفع تحریمها در ابتدا است.»
او تأکید کرد که نقش پاکستان این خواهد بود که «این توالی را ساختاربندی کند، هر دو طرف را درگیر نگه دارد و از فروپاشی در هر مرحله جلوگیری کند.»
او با تأکید بر اینکه اسلامآباد خود توافقی را تدوین نخواهد کرد، خاطرنشان کرد: «در این مرحله، حفظ کانال ارتباطی به اندازه محتوای خود توافق مهم است.»
#مذاکرات_آمریکا_ایران #پاکستان_میانجی #بحران_هستهای #تنگه_هرمز #دیپلماسی #صلح_منطقه_ای #روابط_بین_الملل #آتش_بس #امنیت_جهانی #ژئوپلیتیک












Leave a Reply